چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نیامدی
مهدی جهاندار
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:6  توسط محمود
برچسب: فراق,امام,زمان,
نویسنده: آرمان حیدری
تاريخ: سه
شنبه
21 شهريور
1396 ساعت: 21:05